این شعر از صائب تبریزی به بیان دردها و رنجهای عشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را در قبال شکستهای عاطفی و فراق یار توصیف میکند. او از مژههای اشکبار، شاخههای نازک شکسته، تیغ آبدار و دیگر عناصر طبیعی برای بیان عمق درد خود استفاده میکند. همچنین، شعر به مقایسهی شراب عشق و شراب عقل پرداخته و تأکید میکند که درد عشق را نمیتوان با عقل تسکین داد.
این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فراق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۰۱۵ - از لخت دل مرا مژه در چشم تر شکست
چون شاخ نازکی که ز جوش ثمر شکست ۱
چون تیغ آب جوهر من شد زیادتر
چندان که روزگار مرا بیشتر شکست ۲
جای شراب عشق نگیرد شراب عقل
نتوان خمار بحر به آب گهر شکست ۳
در عاشقی همین دل بلبل شکسته نیست
اول سبوی غنچه درین رهگذر شکست ۴
از جام غیر، آن لب میگون زیاد نیست
باید خمار خود ز شراب دگر شکست ۵
گردید توتیای قلم استخوان من
از بس مرا فراق تو بر یکدگر شکست ۶
مژگان اشکبار تو ای شمع انجمن
صد تیغ آبدار مرا در جگر شکست ۷
خون می گشاید از رگ الماس سایه اش
آن نیش غمزه ای که مرا در جگر شکست ۸
صائب چه شکرهاست که ما را چو زلف، یار
در هر شکستنی به طریق دگر شکست ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.