خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین از صائب تبریزی، به بیان احساسات عمیق و دردهای عاطفی میپردازد. شاعر از عشق، فراق، و ناامیدی سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند دل صد چاک، خاک سکندر، و ناله فرهاد، احساسات خود را به تصویر میکشد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۶۲۲ - دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشت
دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشت
راه چون شانه در آن زلف معنبر می داشت ۱
آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمع
کاش در زندگی از خاک مرا برمی داشت ۲
دل بی حوصله سرشار ز می می گردید
چون سبو دست طلب گر به ته سر می داشت ۳
می توانستم ازان لب، دهنی شیرین کرد
خال اگر چشم ازان کنج دهن برمی داشت ۴
گر به همیان زر افزوده شدی طول حیات
زندگی بیش ز درویش، توانگر می داشت ۵
اگر آیینه نمی بود ز روشن گهران
که چراغی به سر خاک سکندر می داشت؟ ۶
صورتی داشت فکندن به زمین حرف مرا
اگر آن آینه رو طوطی دیگر می داشت ۷
نتوان کند دل از صورت شیرین، ور نه
کوه را ناله فرهاد ز جا برمی داشت ۸
همه را در سر و کار تو به رغبت می کرد
صائب دلشده گر صد دل دیگر می داشت ۹
راه چون شانه در آن زلف معنبر می داشت ۱
آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمع
کاش در زندگی از خاک مرا برمی داشت ۲
دل بی حوصله سرشار ز می می گردید
چون سبو دست طلب گر به ته سر می داشت ۳
می توانستم ازان لب، دهنی شیرین کرد
خال اگر چشم ازان کنج دهن برمی داشت ۴
گر به همیان زر افزوده شدی طول حیات
زندگی بیش ز درویش، توانگر می داشت ۵
اگر آیینه نمی بود ز روشن گهران
که چراغی به سر خاک سکندر می داشت؟ ۶
صورتی داشت فکندن به زمین حرف مرا
اگر آن آینه رو طوطی دیگر می داشت ۷
نتوان کند دل از صورت شیرین، ور نه
کوه را ناله فرهاد ز جا برمی داشت ۸
همه را در سر و کار تو به رغبت می کرد
صائب دلشده گر صد دل دیگر می داشت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۲۱ - سرو بالای تو از آب روانی برداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲۳ - اگر آیینه دل نور و صفایی می داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.