خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، رنج، غیرت، و زیباییهای گذرا میپردازد. شاعر از ناپایداری احساسات و بیوفایی جهان سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گل، تیغ، و خورشید، احساسات عمیق انسانی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و ستم نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.
غزل ۱۶۱۰ - با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست
با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست
گل این باغچه را رنگ وفاداری نیست ۱
آنچنان داد ستم ده که خجالت نکشی
خنده بر تیغ زند زخم اگر کاری نیست ۲
بوی خون از دهن شیشه می می آید
عالمی امن تر از عالم هشیاری نیست ۳
یک دم از رشک تو آرام ندارد خورشید
هیچ دردی بتر از غیرت همکاری نیست ۴
خوبی پرده نشینان به نگاهی برود
یوسفی را نخرد عشق که بازاری نیست ۵
می زنم بوسه به نقش قدم او صائب
بیش ازین شوق مرا طاقت خودداری نیست ۶
گل این باغچه را رنگ وفاداری نیست ۱
آنچنان داد ستم ده که خجالت نکشی
خنده بر تیغ زند زخم اگر کاری نیست ۲
بوی خون از دهن شیشه می می آید
عالمی امن تر از عالم هشیاری نیست ۳
یک دم از رشک تو آرام ندارد خورشید
هیچ دردی بتر از غیرت همکاری نیست ۴
خوبی پرده نشینان به نگاهی برود
یوسفی را نخرد عشق که بازاری نیست ۵
می زنم بوسه به نقش قدم او صائب
بیش ازین شوق مرا طاقت خودداری نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۰۹ - برگ عیش چمن ای غنچه دهان اینهمه نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱۱ - در بیابان جنون سلسله پردازی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.