خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند استقلال فردی، تنهایی، دانایی، و نگرش به زندگی میپردازد. شاعر از سرکشی سرو، اهمیت جدایی از جمعیت برای رسیدن به فتوحات، و ارزش سکوت در برابر نادانان سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند امید در طوفانهای زندگی و روشنبینی در برابر غمهای دنیا اشاره دارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند تنهایی و جدایی از جامعه نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۵۷۵ - سرو را سرکشی از بار ز بی پروایی است
سرو را سرکشی از بار ز بی پروایی است
حاصل دست فشاندن به ثمر رعنایی است ۱
فرد شو فرد ز مردم که فتوحات جهان
یک قلم جمع به زیر علم تنهایی است ۲
لازم تیر هوایی است جدایی ز هدف
به مقامی نرسد هر که دلش هر جایی است ۳
پیش احمق نه ز عجزست مرا خاموشی
طرف بحث به نادان نشدن دانایی است ۴
لنگر من سبک از شورش طوفان نود
که به امید خطر کشتی من دریایی است ۵
دل روشن ز غم روی زمین فارغ نیست
زردی چهره خورشید ز روشن رایی است ۶
هر که صائب دل خود داد به آهو چشمی
گر چه در کوچه و بازار بود صحرایی است ۷
حاصل دست فشاندن به ثمر رعنایی است ۱
فرد شو فرد ز مردم که فتوحات جهان
یک قلم جمع به زیر علم تنهایی است ۲
لازم تیر هوایی است جدایی ز هدف
به مقامی نرسد هر که دلش هر جایی است ۳
پیش احمق نه ز عجزست مرا خاموشی
طرف بحث به نادان نشدن دانایی است ۴
لنگر من سبک از شورش طوفان نود
که به امید خطر کشتی من دریایی است ۵
دل روشن ز غم روی زمین فارغ نیست
زردی چهره خورشید ز روشن رایی است ۶
هر که صائب دل خود داد به آهو چشمی
گر چه در کوچه و بازار بود صحرایی است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۷۴ - صبح میخانه نشینان کف دریای می است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷۶ - ساغر از غیر گرفتن گل بی پروایی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.