هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج زندگی، بی‌ثمری عمر و ناامیدی است. شاعر از روزهای تلف‌شده در غفلت و شب‌های بیداری می‌نالد و سختی‌های زندگی را توصیف می‌کند. همچنین، به اهمیت احترام به سجده‌گاه بیخودان و عبور از میخانه با هشیاری اشاره می‌کند. در پایان، به ظالمان و رحمت الهی اشاره دارد و بر ضایع شدن روزهای مستی تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و غم ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد.

غزل ۱۳۶۰ - مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت

مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت
از تهی مغزی حیاتم در سبکساری گذشت ۱

خواب غفلت فرصت وا کردن چشمی نداد
روز من در پرده شب از سیه کاری گذشت ۲

در شبستان عدم شد شمع کافوری مرا
آنچه از شبهای تار من به بیداری گذشت ۳

می توانم بی تأمل سینه زد بر تیغ کوه
لیک نتوانم به آسانی ز همواری گذشت ۴

بر دل خوش مشربم چون سایه ابر بهار
سختی دوران سنگین دل به همواری گذشت ۵

سجده گاه بیخودان را احترامی لازم است
از در میخانه می باید به هشیاری گذشت ۶

ظالمان را آیه رحمت بود فرمان غزل
چشم او در دور خط از مردم آزاری گذشت ۷

این جواب آن غزل صائب که خسرو گفته است
ضایع آن روزی که مستان را به هشیاری گذشت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۵۹ - عمر من در سایه آن قامت دلجو گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶۱ - روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.