خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعات مختلفی از جمله دوستی با نادانان، ترس از دانایان، ارزش دیدن و بینش، رهایی از تعلقات دنیوی، اهمیت سنجش و اندازهگیری در زندگی، خطرات غفلت، و محدودیتهای فهم انسان میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۱۹۷ - دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی است
دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی است
وحشت از فهمیدگان برهان نافهمیدگی است ۱
در بساط آفرینش مردمان چشم را
گر لباس فاخری باشد همین پوشیدگی است ۲
دیده حق بین بود از هر دو عالم بی نیاز
ترک دنیا بهر عقبی کردن از نادیدگی است ۳
می کند بر فربهی پهلوی لاغر اختیار
هر که داند رنج باریک مه از بالیدگی است ۴
مردم سنجیده از میزان نمی دارند باک
خلق را اندیشه از محشر ز ناسنجیدگی است ۵
گر ز ارباب کمالی سرمپیچ از پیچ و تاب
کز تمامی، سرنوشت نامه ها پیچیدگی است ۶
دشمن غافل ز زیر پوست می آید برون
پای کاهل طینتان، سنگ ره خوابیدگی است ۷
از شکفتن شد پریشان غنچه را اوراق دل
انتهای خنده بیجا ز هم پاشیدگی است ۸
هست صائب هر کسی را حد خود دارالامان
پا ز حد خود برون ننهادن از فهمیدگی است ۹
وحشت از فهمیدگان برهان نافهمیدگی است ۱
در بساط آفرینش مردمان چشم را
گر لباس فاخری باشد همین پوشیدگی است ۲
دیده حق بین بود از هر دو عالم بی نیاز
ترک دنیا بهر عقبی کردن از نادیدگی است ۳
می کند بر فربهی پهلوی لاغر اختیار
هر که داند رنج باریک مه از بالیدگی است ۴
مردم سنجیده از میزان نمی دارند باک
خلق را اندیشه از محشر ز ناسنجیدگی است ۵
گر ز ارباب کمالی سرمپیچ از پیچ و تاب
کز تمامی، سرنوشت نامه ها پیچیدگی است ۶
دشمن غافل ز زیر پوست می آید برون
پای کاهل طینتان، سنگ ره خوابیدگی است ۷
از شکفتن شد پریشان غنچه را اوراق دل
انتهای خنده بیجا ز هم پاشیدگی است ۸
هست صائب هر کسی را حد خود دارالامان
پا ز حد خود برون ننهادن از فهمیدگی است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹۶ - عمر شمع صبح و لطف بی بقای او یکی است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹۸ - راحت کونین در زیر سر بیگانگی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.