خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعات فلسفی و عرفانی میپردازد و از عناصر طبیعت و نمادهای مختلف برای بیان مفاهیم عمیق استفاده میکند. شاعر به سختیهای زندگی، جایگاه انسان در جهان، و جستجوی حقیقت اشاره میکند و از مفاهیمی مانند خاک، دوزخ، و آزادی سخن میگویند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱۸۴ - دل میان چار عنصر تن به سختی داده ای است
دل میان چار عنصر تن به سختی داده ای است
دانه در آسیای چار سنگ افتاده ای است ۱
خرده جان مقدس در تن خاکی نهاد
موری از دست سلیمان بر زمین افتاده ای است ۲
نیست چون سرو و صنوبر حاصلش جز بار دل
در ریاض آفرینش هر کجا آزاده ای است ۳
پیش ارباب بصیرت کز ته کار آگهند
گرمی این سرد مهران دوزخ آماده ای است ۴
نیست حق جویندگان را دیده باریک بین
ورنه هر خاری درین وادی به مقصد جاده ای است ۵
بر سر حرف آورد صائب مرا دلهای پاک
چون قلم باغ و بهار من زمین ساده ای است ۶
دانه در آسیای چار سنگ افتاده ای است ۱
خرده جان مقدس در تن خاکی نهاد
موری از دست سلیمان بر زمین افتاده ای است ۲
نیست چون سرو و صنوبر حاصلش جز بار دل
در ریاض آفرینش هر کجا آزاده ای است ۳
پیش ارباب بصیرت کز ته کار آگهند
گرمی این سرد مهران دوزخ آماده ای است ۴
نیست حق جویندگان را دیده باریک بین
ورنه هر خاری درین وادی به مقصد جاده ای است ۵
بر سر حرف آورد صائب مرا دلهای پاک
چون قلم باغ و بهار من زمین ساده ای است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۳ - شوق دل دیگر به آب تیغ مژگان تشنه است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۵ - بی غبار خط نگاهم توتیا گم کرده ای است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.