خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و وابستگی به معشوق الهی سخن می‌گوید. او معشوق را منشأ بقا، نوایی و آرامش می‌داند و از او درخواست می‌کند که همچون خدایی بر او نظر کند و او را در مسیر عشق راهنمایی نماید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. این مفاهیم نیاز به درک بالاتری از زندگی و فلسفه دارند که معمولاً در سنین بالاتر شکل می‌گیرد.

مشاهده کامل

غزل ۲۷۱۲ - بیا جانا که امروز آن مایی

بیا جانا که امروز آنِ مایی
کُجایی تو؟ کُجایی تو؟ کُجایی؟ ۱

به فَرِّ سایه‌اَت چون آفتابیم
هُمایی تو، هُمایی تو، هُمایی ۲

جهانْ فانی نَمانَد زان که او را
بَقایی تو، بَقایی تو، بَقایی ۳

چه چَنگ اَنْدَر تو زَد عالَم که او را
نَوایی تو، نَوایی تو، نَوایی ۴

چو عاشقْ‌ بی‌کُلَه گردد، تو او را
قَبایی تو، قَبایی تو، قَبایی ۵

خَمُش کردم، ولی بَهرِ خدا را
خُدایی کُن، خُدایی کُن، خُدایی ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۱۱ - بیا ای یار کامروز آن مایی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۱۳ - چنان گشتم ز مستی و خرابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.