خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، زیبایی، و پریشانی است. شاعر از زیبایی طبیعت و گل‌ها سخن می‌گوید و آن را با احساسات درونی خود مقایسه می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند تواضع، صبر در برابر ستم، و ارزش افتادگی در زندگی نیز در شعر دیده می‌شود.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژگان و استعاره‌های به کار رفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۳۵ - آن که بزم غیر را از خنده پر گل کرده است

آن که بزم غیر را از خنده پر گل کرده است
خاطر ما را پریشانتر ز سنبل کرده است ۱

من ندارم طالع از مقصود، ورنه بارها
گل ز مستی تکیه بر زانوی بلبل کرده است ۲

این چه رخسارست، گویا چهره پرداز بهار
آب و رنگ صد چمن را صرف یک گل کرده است ۳

جوهر ما از پریشانی نمی آید به چشم
از نظر این چشمه را پوشیده سنبل کرده است ۴

سرکشی مگذار از سر تا نگردی پایمال
کز تواضع خصم کم فرصت مرا پل کرده است ۵

نیست پروای ستم ما را که جان سخت ما
خون عالم در دل تیغ تغافل کرده است ۶

صائب از افتادگی مگذر که ابر نوبهار
قطره را گوهر به اکسیر تنزل کرده است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۳۴ - نه همین آن سنگدل ما را فرامش کرده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳۶ - داغ سودا فارغ از فکر کلاهم کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.