این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و شگفتیهای عشق و معشوق سخن میگوید. او با استفاده از استعارهها و تشبیههای مختلف، مانند جانی و جهانی، الیاس و خضر، دنیا و دین، و گنج قارون، به توصیف معشوق میپردازد و از او سوال میکند که چرا اینچنین زیبا، شگفتانگیز و تاثیرگذار است. شاعر همچنین از تاثیر عشق معشوق بر خود و دیگران سخن میگوید و از او میپرسد که چرا اینچنین جذاب و پررمز و راز است.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتواند به درستی درک و تفسیر شود.
غزل ۲۷۰۹ - دلاراما چنین زیبا چرایی؟
چُنین چُست و چُنین رَعنا چرایی؟ ۱
گرفتم من که جانیّ و جهانی
چُنین جان و جهانْ آرا چرایی؟ ۲
گرفتم من که اِلْیاسیّ و خِضْری
چو آبِ خِضْر عُمراَفْزا چرایی؟ ۳
گرفتم من که دنیاییّ و دینی
چو دنیا مایهٔ سودا چرایی؟ ۴
گرفتم گنجِ قارونی به خوبی
چو موسی با یَدِ بَیضا چرایی؟ ۵
زِ رَشکَت دوستْ خونِ دوست ریزد
بدین حَد شَنگ و سَرغوغا چرایی؟ ۶
چو نورِ تو گرفت از قافْ تا قاف
نَهان از دیده چون عَنْقا چرایی؟ ۷
ندارد هیچ حَلْوا طَبْعِ صَهْبا
تو هم حَلْوا و هم صَهْبا چرایی؟ ۸
زِ عشقِ گفتِ تو با خود به جنگَم
که پیشِ چون وِیْیی گویا چرایی؟ ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.