خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت و نمادهای عرفانی مانند دریا، غواص، صحرا، و عنقا برای بیان احساسات عمیق و رازآلود استفاده میکند. شاعر از عشق، جذابیت، و رازهای نهفته در دل سخن میگوید و به مفاهیمی مانند قیامت و گمنامی نیز اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین نیاز به درک ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
غزل ۹۹۵ - ای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس است
ای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس است
چشمت آب آورد غواصی درین دریا بس است ۱
از دل پر خون تراوش کم کند اسرار عشق
پرده پوش راز گوهر سینه دریا بس است ۲
عمرها با آهوان مجنون بیابانگرد بود
گوشه چشمی چو باشد گوشه صحرا بس است ۳
بهر اثبات قیامت حجتی در کار نیست
پیش خیز شور محشر آن قد و بالا بس است ۴
من که در اقلیم گمنامی سرآمد گشته ام
زینت طرف کلاهم شهپر عنقا بس است ۵
حسن ذاتی در نیارد سر به عشق عارضی
سرو مینا را تذرو از پنبه مینا بس است ۶
دست کوته دار صائب از خیال کاکلش
عمرها در کاسه سر پختی این سودا بس است ۷
چشمت آب آورد غواصی درین دریا بس است ۱
از دل پر خون تراوش کم کند اسرار عشق
پرده پوش راز گوهر سینه دریا بس است ۲
عمرها با آهوان مجنون بیابانگرد بود
گوشه چشمی چو باشد گوشه صحرا بس است ۳
بهر اثبات قیامت حجتی در کار نیست
پیش خیز شور محشر آن قد و بالا بس است ۴
من که در اقلیم گمنامی سرآمد گشته ام
زینت طرف کلاهم شهپر عنقا بس است ۵
حسن ذاتی در نیارد سر به عشق عارضی
سرو مینا را تذرو از پنبه مینا بس است ۶
دست کوته دار صائب از خیال کاکلش
عمرها در کاسه سر پختی این سودا بس است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۹۴ - عشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرست
گوهر بعدی:غزل ۹۹۶ - نوخطی از تازه رویان جهان ما را بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.