خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که مفاهیمی مانند نور، عشق، بخشش، و وحدت وجود را بیان میکند. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند آفتاب، ذرات، و میهمان، به رابطهی انسان و حقیقت متعالی اشاره میکند. همچنین، تأکید بر این است که هر ذرهای از نعمتهای الهی بهرهمند است و عشق حقیقی نیازمند پاکدامنی و فداکاری است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق الهی و فداکاری نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
غزل ۸۷۴ - گر چه ذراتند یکسر میهمان آفتاب
گر چه ذراتند یکسر میهمان آفتاب
کم نگردد ذره ای نعمت ز خوان آفتاب ۱
در خرابات محبت شیشه بی ظرف نیست
ذره ای بر سر کشد رطل گران آفتاب ۲
دخل و خرج خویش را چون مه برابر هر که کرد
کم نگردد روزیش هرگز ز خوان آفتاب ۳
پرده دلها حریف حسن عالمسوز نیست
ابر یک ساعت بود آیینه دان آفتاب ۴
روزی روشندلان را چشم زخمی لازم است
نیست بی خون شفق یک روز نان آفتاب ۵
نور رخسار جهانگیر تو گر پهلو دهد
می تواند ماه نو شد میزبان آفتاب ۶
دل منور کن گرت تسخیر عالم آرزوست
کز دل روشن بود حکم روان آفتاب ۷
پرده داری حسن عالمسوز را در کار نیست
کز فروغ خویش باشد دیده بان آفتاب ۸
خاک شد یک دانه یاقوت از لب رنگین تو
این چنین لعلی ندارد دودمان آفتاب ۹
عاشقان پاکدامن پرده دار آفتند
صائب از صبح است حسن جاودان آفتاب ۱۰
کم نگردد ذره ای نعمت ز خوان آفتاب ۱
در خرابات محبت شیشه بی ظرف نیست
ذره ای بر سر کشد رطل گران آفتاب ۲
دخل و خرج خویش را چون مه برابر هر که کرد
کم نگردد روزیش هرگز ز خوان آفتاب ۳
پرده دلها حریف حسن عالمسوز نیست
ابر یک ساعت بود آیینه دان آفتاب ۴
روزی روشندلان را چشم زخمی لازم است
نیست بی خون شفق یک روز نان آفتاب ۵
نور رخسار جهانگیر تو گر پهلو دهد
می تواند ماه نو شد میزبان آفتاب ۶
دل منور کن گرت تسخیر عالم آرزوست
کز دل روشن بود حکم روان آفتاب ۷
پرده داری حسن عالمسوز را در کار نیست
کز فروغ خویش باشد دیده بان آفتاب ۸
خاک شد یک دانه یاقوت از لب رنگین تو
این چنین لعلی ندارد دودمان آفتاب ۹
عاشقان پاکدامن پرده دار آفتند
صائب از صبح است حسن جاودان آفتاب ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۳ - بس که از رخسار او در پیچ و تاب است آفتاب
گوهر بعدی:غزل ۸۷۵ - در شب وصل تو می لرزد دل چون آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.