خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی، غزلی است که به بیان احساسات شاعر درباره‌ی ناملایمات زندگی، رنج‌ها و ناامیدی‌ها می‌پردازد. شاعر از تشبیهات و استعاره‌های زیبایی مانند چراغ، ماهتاب، کعبه، قفس، و تیغ استفاده کرده تا شرایط دشوار خود و جامعه را به تصویر بکشد. در پایان، شاعر با اشاره به «طبع روشن» خود، امیدواری اندکی را نیز بیان می‌کند.

محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۶۵۶ - چراغ راه ندارد به بزم روشن ما

چراغ راه ندارد به بزم روشن ما
ز ماهتاب گل افتد به چشم روزن ما ۱

به شوربختی ما نیست چشمه زمزم
چو کعبه بخت سیه، جامه ای است بر تن ما ۲

چگونه عذر توانیم خواست از صیاد؟
قفس شده است چو ماتم سرا ز شیون ما ۳

نشسته بر تن ما لاغری چو نقش حصیر
شکستگی نرود از قلمرو تن ما ۴

نمی رویم چو ماهی به چشمه سار زره
چو تیغ، جوهر ذاتی بس است جوشن ما ۵

ز خاکدان تعلق گرفته ایم هوا
غبار دست ندارد به طرف دامن ما ۶

ز بس که برق حوادث گذشته است بر او
به چشم مور کند کار سرمه خرمن ما ۷

تپانچه کاری باد خزان اگر این است
تذرو رنگ چو عنقا شود به گلشن ما ۸

ز فیض این غزل تازه رو، دگر صائب
به آفتاب زند خنده طبع روشن ما ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵۵ - شدیم پیر و نشد تر دو چشم بی نم ما
گوهر بعدی:غزل ۶۵۷ - ز خون شکفته شود چون شراب شیشه ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.