خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به تعالی روحانی سخن میگوید. او با اشاره به فلاطون و مجنون، به مقایسهای میان خود و آنان میپردازد و بیان میکند که چگونه با جوشش درونی به گردون رسیده و از دایره محدودیتها خارج شده است. همچنین، او از غمهای عمیق درونش میگوید که قابل سنجش با مجنون نیست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات تاریخی مانند فلاطون و مجنون ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۰۵ - ما که در خم ننمودیم فلاطون خود را
ما که در خم ننمودیم فلاطون خود را
صاف سازیم درین صومعه ها چون خود را؟ ۱
باده از خم به چهل روز به مینا آید
ما به یک جوش رساندیم به گردون خود را ۲
هیچ بر جای نماند از دل ما چون مرکز
تا فکندیم ازین دایره بیرون خود را ۳
از کشاکش نشود رشته جان فارغبال
تا نپیچیم بر آن قامت موزون خود را ۴
کوه غم در دل سودازده ما صائب
بیش از آن است که سنجیم به مجنون خود را ۵
صاف سازیم درین صومعه ها چون خود را؟ ۱
باده از خم به چهل روز به مینا آید
ما به یک جوش رساندیم به گردون خود را ۲
هیچ بر جای نماند از دل ما چون مرکز
تا فکندیم ازین دایره بیرون خود را ۳
از کشاکش نشود رشته جان فارغبال
تا نپیچیم بر آن قامت موزون خود را ۴
کوه غم در دل سودازده ما صائب
بیش از آن است که سنجیم به مجنون خود را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۴ - چشم بگشا، سبک از خواب گران کن خود را
گوهر بعدی:غزل ۵۰۶ - نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.