خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات ناامیدی، تنهایی و رنج شاعر است. او از نامرادیها، تنگدستی و بیتوجهی یار شکایت دارد و ترجیح میدهد در خلوت خود بماند تا در میان مردم. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند «خاک مراد»، «گرد یتیمی» و «دل پر خون» عمق غم و اندوه خود را نشان میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، موضوعات غمانگیز و ناامیدی مطرح شده ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۳۶ - دلم خاک مراد خویش داند نامرادی را
دلم خاک مراد خویش داند نامرادی را
کند گرد یتیمی گوهرم گرد کسادی را ۱
ز تنگی در دل پر خون من شادی نمی گنجد
ز من چون غنچه تصویر، رنگی نیست شادی را ۲
نظر بست از تماشا بوالهوس، تا یار نو خط شد
خط ریحان غبار چشم باشد بی سوادی را ۳
به خواری زیستن، از عزت ناقص بود بهتر
گوارا کرد بر من قیمت نازل کسادی را ۴
چرا صائب برون آیم ز خلوت، من که می دانم
به از کنج دهان یار، کنج نامرادی را ۵
کند گرد یتیمی گوهرم گرد کسادی را ۱
ز تنگی در دل پر خون من شادی نمی گنجد
ز من چون غنچه تصویر، رنگی نیست شادی را ۲
نظر بست از تماشا بوالهوس، تا یار نو خط شد
خط ریحان غبار چشم باشد بی سوادی را ۳
به خواری زیستن، از عزت ناقص بود بهتر
گوارا کرد بر من قیمت نازل کسادی را ۴
چرا صائب برون آیم ز خلوت، من که می دانم
به از کنج دهان یار، کنج نامرادی را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۵ - هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را
گوهر بعدی:غزل ۴۳۷ - مده در جوش گل چون لاله از کف میگساری را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.