خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به موضوعاتی مانند ستمگری، نادانی، عشق، ایمان، و رنج‌های بشری می‌پردازد. شاعر از بی‌عدالتی، بی‌توجهی به ارزش‌های انسانی، و دشواری‌های مسیر عشق و ایمان سخن می‌گوید. همچنین، از مفاهیمی مانند شهادت، تهمت، و امیدواری در شرایط سخت نیز یاد می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۰۵ - چه داند آن ستمگر قدر دل های پریشان را؟

چه داند آن ستمگر قدر دل های پریشان را؟
که سازد طفل بازیگوش کاغذباد قرآن را ۱

اگر چون دیگران شمعی ز دلسوزی نمی آری
چراغان کن ز نقش پای خود خاک شهیدان را ۲

رسایی داشتم چشم از شب وصلش، ندانستم
که در ایام موسم کعبه سازد جمع دامان را ۳

زلیخا چون کشد بر روی یوسف نیل بدنامی؟
که گردد چاک تهمت، صبح صادق، پاکدامان را ۴

ندارد حاصلی غیر از ندامت حیله اخوان
به پیه گرگ نتوان زشت کردن ماه کنعان را ۵

به امید چه عاشق از خط تسلیم سرپیچد؟
که از کس نیست امید شفاعت صید قربان را ۶

به غور حسن نتواند رسیدن چشم کوته بین
ز یوسف بهره ای غیر از گرانی نیست میزان را ۷

ز جمعیت کف افسوس باشد حاصل ممسک
که از دریای گوهر، باد در دست است مرجان را ۸

چو داغ لاله از زیر سیاهی برنمی آید
لب جان بخش او تر ساخت از بس آب حیوان را ۹

به دریا صد گریبان چاک دارد از صدف صائب
کجا سوزد به خار خشک ما دل ابر نیسان را؟ ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۴ - مکن کوتاه در ایام خط زلف پریشان را
گوهر بعدی:غزل ۴۰۶ - مسخر کرد خط عنبرین رخسار جانان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.