خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند توکل، عشق، صبر، تواضع و تحمل در برابر سختیها میپردازد. شاعر از تجملات دنیوی دوری میکند و بر اهمیت توکل و صبر تأکید دارد. همچنین، عشق و رنجهای آن، تأثیر طبیعت در احساسات انسان و مقاومت در برابر مشکلات از دیگر مضامین این شعر است.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای بهکاررفته نیاز به درک بالاتری از ادبیات و تجربه زندگی دارند.
غزل ۳۹۰ - اگر آزاده ای بگذار اسباب تجمل را
اگر آزاده ای بگذار اسباب تجمل را
که بی برگی به سامان می کند کار توکل را ۱
ز جمعیت دل صد پاره عاشق خطر دارد
کمر بستن برد از باغ بیرون دسته گل را ۲
نفس در صحبت بی نسبت از من برنمی آید
حضور زاغ باشد سرمه آواز بلبل را ۳
مرا ترساند از تیغ تغافل یار، ازین غافل
که صبر من کند دندانه شمشیر تغافل را ۴
چنان از شرم زلفش آب شد در چشمه ها سنبل
که نتوان امتیاز از موج کردن زلف سنبل را ۵
تواضع پیشه خود ساختم با خصم، تا دیدم
که شد سیلاب خاک راه با قد دو تا پل را ۶
چنان کز تیغ خود کوه گران بر خود نمی لرزد
نسازد مضطرب جور فلک اهل تحمل را ۷
ندارد حسن پنهان هیچ رازی صائب از عاشق
که دارد بلبل از بر سر به سر مجموعه گل را ۸
که بی برگی به سامان می کند کار توکل را ۱
ز جمعیت دل صد پاره عاشق خطر دارد
کمر بستن برد از باغ بیرون دسته گل را ۲
نفس در صحبت بی نسبت از من برنمی آید
حضور زاغ باشد سرمه آواز بلبل را ۳
مرا ترساند از تیغ تغافل یار، ازین غافل
که صبر من کند دندانه شمشیر تغافل را ۴
چنان از شرم زلفش آب شد در چشمه ها سنبل
که نتوان امتیاز از موج کردن زلف سنبل را ۵
تواضع پیشه خود ساختم با خصم، تا دیدم
که شد سیلاب خاک راه با قد دو تا پل را ۶
چنان کز تیغ خود کوه گران بر خود نمی لرزد
نسازد مضطرب جور فلک اهل تحمل را ۷
ندارد حسن پنهان هیچ رازی صائب از عاشق
که دارد بلبل از بر سر به سر مجموعه گل را ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۹ - نکرد از ناله شبخیز با خود گرمخون گل را
گوهر بعدی:غزل ۳۹۱ - به دنیا ساختم مشغول چشم روشن دل را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.