خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از درد از دست دادن عزیزان و چیزهای ارزشمند زندگی خود می‌نالد. او از گل، طفل خودرای، پریرو و نهالی می‌گوید که با زحمت و عشق پرورش داده، اما اکنون در اختیار دیگران است. این متن بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر از جدایی و از دست دادن است.

متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غم‌انگیز است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی است.

مشاهده کامل

غزل ۳۷۲ - گل اندامی که می دادم به خون دیده آبش را

گل اندامی که می دادم به خون دیده آبش را
چسان بینم که گیرد دیگری آخر گلابش را؟ ۱

در آغوش نسیم صبحدم بی پرده چون بینم؟
گل رویی که من وا کرده ام بند نقابش را ۲

به دست غیر چون بینم عنان طفل خودرایی
که وقت نی سواری می گرفتم من رکابش را؟ ۳

به خونم زد رقم، تا با قلم شد آشنا دستش
پریرویی که می بردم به مکتب من کتابش را ۴

نهالی را که من چون تاک پروردم به خون دل
چسان بینم به جام دیگران صائب شرابش را؟ ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۱ - ز خط عنبرین زیبد نقاب آن روی دلکش را
گوهر بعدی:غزل ۳۷۳ - ز روی آتشینش حیرتی رو داد آتش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.