خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق، سودا، حسرت و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر از نگاه معشوق و تأثیر عمیق آن بر زندگی خود می‌گوید، از حجاب‌های پیش رو، از رهایی در بندگی، و از درد پیری و تنهایی. او احساس می‌کند که مانند مرغی بی‌بال و پر است و از گویایی و عمر کوتاه خود شکوه دارد.

متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند حسرت، پیری و تنهایی برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۶ - چشم مستش از نگاهی کرد سودایی مرا

چشم مستش از نگاهی کرد سودایی مرا
کشتی از یک قطره می، گردید دریایی مرا ۱

چشم باز از پیش پا دیدن حجابم گشته است
از نظر بستن یکی صد گشت بینایی مرا ۲

نرمتر صد پیرهن از خواب مخمل گشته است
خار صحرای ملامت از سبکپایی مرا ۳

خانه داری داشت بر من دستگاه عیش تنگ
مالک روی زمین گرداند بی جایی مرا ۴

آه حسرت می کشم چون سرو بهر بندگی
تا فکند آزادگی در قید رعنایی مرا ۵

محنت پیری نمی بود این قدر ناخوشگوار
محو اگر می شد ز خاطر یاد برنایی مرا ۶

مرغ بی بال و پری را می کند بی آشیان
هر که می آرد برون از کنج تنهایی مرا ۷

برندارم چون قلم صائب سر از پای سخن
گر چه مد عمر کوته شد ز گویایی مرا ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۵ - خواب غفلت شد گران از بس ز خودبینی مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷ - در دل هر قطره آماده است دریایی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.