خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر در برابر ناملایمات زندگی و طبیعت است. او از تاریکیها و سختیها میگوید اما در عین حال به امید و عشق نیز اشاره دارد. شاعر از حیرت، نومیدی، و تلاش برای بقا سخن میگوید و در نهایت به بینیازی و آرامش میرسد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند نومیدی و حیرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۶۴ - چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
کرم شب تابی برافروزد شبستان مرا ۱
در زمین پاک من ریگ روان حرص نیست
تازه می سازد رگ تاکی گلستان مرا ۲
حیرت دیدار، قفل خانه چشم من است
نیست امید گشایش چشم حیران مرا ۳
زیر بار منت ابر بهاران نیستم
زهره شیران دهد آب نیستان مرا ۴
در محیط عشق دارم چون صدف صد خانه خواه
سر فرو ناید به صحرا ابر نیسان مرا ۵
از فروغ شمع ایمن سنگ اطلس پوش شد
داغ نومیدی نخواهد سوختن جان مرا ۶
می رود صد جا دل از آشفتگی، زلفی کجاست
تا کند شیرازه اوراق پریشان مرا؟ ۷
بارها دامن ز چنگ برق بیرون کرده ام
خار نتواند گرفتن طرف دامان مرا ۸
تاک اگر دست حمایت برنیارد ز آستین
کیست کز دست فلک گیرد گریبان مرا؟ ۹
تا قیامت صائب از دریوزه گردد بی نیاز
ابر اگر در خواب بیند چشم گریان مرا ۱۰
کرم شب تابی برافروزد شبستان مرا ۱
در زمین پاک من ریگ روان حرص نیست
تازه می سازد رگ تاکی گلستان مرا ۲
حیرت دیدار، قفل خانه چشم من است
نیست امید گشایش چشم حیران مرا ۳
زیر بار منت ابر بهاران نیستم
زهره شیران دهد آب نیستان مرا ۴
در محیط عشق دارم چون صدف صد خانه خواه
سر فرو ناید به صحرا ابر نیسان مرا ۵
از فروغ شمع ایمن سنگ اطلس پوش شد
داغ نومیدی نخواهد سوختن جان مرا ۶
می رود صد جا دل از آشفتگی، زلفی کجاست
تا کند شیرازه اوراق پریشان مرا؟ ۷
بارها دامن ز چنگ برق بیرون کرده ام
خار نتواند گرفتن طرف دامان مرا ۸
تاک اگر دست حمایت برنیارد ز آستین
کیست کز دست فلک گیرد گریبان مرا؟ ۹
تا قیامت صائب از دریوزه گردد بی نیاز
ابر اگر در خواب بیند چشم گریان مرا ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۳ - پرده ظلمت نپوشد چشم حیران مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۶۵ - برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.