خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از آرامش و عافیت زندگی خود سخن میگوید و بیان میکند که با وجود مشکلات و دردهای دنیا، همچنان در پناه عافیت و آرامش به سر میبرد. او از خاکساری، امیدواری و رضایت از زندگی خود میگوید و حتی جنون و دردها را به عنوان بخشی از این آرامش میپذیرد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۱ - خلق خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
خلق خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
خاکساری در حصار عافیت دارد مرا ۱
تا چه بدمستی ز من سرزد که دور روزگار
در کشاکش از خمار عافیت دارد مرا ۲
آسمان گر از خزان درد پامالم کند
به که سرسبز از بهار عافیت دارد مرا ۳
تا سبو بر دوش دارم از خمار آسوده ام
میکشی در زیر بار عافیت دارد مرا ۴
صبح محشر شور در عالم فکند و همچنان
آسمان امیدوار عافیت دارد مرا ۵
شکر زنجیر جنون بر گردن من واجب است
مدتی شد در حصار عافیت دارد مرا ۶
اهل دردی نیست صائب زین همه دردی کشان
تا به جامی شرمسار عافیت دارد مرا ۷
خاکساری در حصار عافیت دارد مرا ۱
تا چه بدمستی ز من سرزد که دور روزگار
در کشاکش از خمار عافیت دارد مرا ۲
آسمان گر از خزان درد پامالم کند
به که سرسبز از بهار عافیت دارد مرا ۳
تا سبو بر دوش دارم از خمار آسوده ام
میکشی در زیر بار عافیت دارد مرا ۴
صبح محشر شور در عالم فکند و همچنان
آسمان امیدوار عافیت دارد مرا ۵
شکر زنجیر جنون بر گردن من واجب است
مدتی شد در حصار عافیت دارد مرا ۶
اهل دردی نیست صائب زین همه دردی کشان
تا به جامی شرمسار عافیت دارد مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰ - عشق خونگرم از محبت کرده ایجاد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲ - گر چه جا در دیده آن نور نظر دارد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.