خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق و تأثیرات آن بر جهان و انسانها سخن میگوید. او از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد و حتی موجودات دیگر مانند ادریس و ابلیس را نیز درگیر میکند. شاعر همچنین از شمسالدین تبریزی به عنوان نماد عشق و نور یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده ادبی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه خواندن متون ادبی دارد.
غزل ۲۶۰۱ - ای بر سر هر سنگی، از لعل لبت نوری
ای بر سَرِ هر سنگی، از لَعْلِ لَبَت نوری
وَزْ شورشِ زُلفِ تو، در هر طَرَفی سوری ۱
در حُسنِ بهشتِ تو، در زیرِ درختانَت
هر سویْ یکی ساقی، هر سویْ یکی حوری ۲
از عشقِ شرابِ تو، هر سویْ یکی جانی
مَحْبوسِیکی خُنْبی، چون شیرهٔ انگوری ۳
هر صُبحْ زِ عشقِ تو، این عقلْ شود شَیدا
بر بامْ دِماغ آید، بِنْوازد طُنْبوری ۴
ای شادیِ آن شهری، کِش عشق بُود سُلطان
هر کویْ بُوَد بَزمی، هر خانه بُوَد سوری ۵
بُگْذشتم بر دیری، پیش آمد قِسّیسی
می زَد به دَرِ وَحدت، از عشقِ تو ناقوری ۶
اِدْریس شُد از دَرسَش، هر جا که بُد اِبْلیسی
در صُحبَتِ آن کافر، شب گشته چون کافوری ۷
گفتم زِ کِه داری این؟ گفتا زِ یکی شاهی
هم عاشق و معشوقی، هم ناصر و مَنصوری ۸
یک شاهِ شِکَرریزی، شَمسُ الْحَقِ تبریزی
جانْ پَروَرِ هر خویشی، شور و شَرِ هر دوری ۹
وَزْ شورشِ زُلفِ تو، در هر طَرَفی سوری ۱
در حُسنِ بهشتِ تو، در زیرِ درختانَت
هر سویْ یکی ساقی، هر سویْ یکی حوری ۲
از عشقِ شرابِ تو، هر سویْ یکی جانی
مَحْبوسِیکی خُنْبی، چون شیرهٔ انگوری ۳
هر صُبحْ زِ عشقِ تو، این عقلْ شود شَیدا
بر بامْ دِماغ آید، بِنْوازد طُنْبوری ۴
ای شادیِ آن شهری، کِش عشق بُود سُلطان
هر کویْ بُوَد بَزمی، هر خانه بُوَد سوری ۵
بُگْذشتم بر دیری، پیش آمد قِسّیسی
می زَد به دَرِ وَحدت، از عشقِ تو ناقوری ۶
اِدْریس شُد از دَرسَش، هر جا که بُد اِبْلیسی
در صُحبَتِ آن کافر، شب گشته چون کافوری ۷
گفتم زِ کِه داری این؟ گفتا زِ یکی شاهی
هم عاشق و معشوقی، هم ناصر و مَنصوری ۸
یک شاهِ شِکَرریزی، شَمسُ الْحَقِ تبریزی
جانْ پَروَرِ هر خویشی، شور و شَرِ هر دوری ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۰۰ - گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
گوهر بعدی:غزل ۲۶۰۲ - ای دشمن عقل من، وی داروی بیهوشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.