خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به صورت شعر و با زبان استعاری به موضوعاتی مانند آزادی، هوس، زهد، نفسکشی و ارزش نفس انسان میپردازد. شاعر از وضعیت انسان در قید و بندهای دنیوی و تناقضهای زندگی انتقاد میکند و به دنبال پاسخ برای این پرسشهاست.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایین قابل فهم نباشد.
غزل ۳۴ - حسن بی پروا به فرمان هوس باشد چرا؟
حسن بی پروا به فرمان هوس باشد چرا؟
برق عالمسوز در زنجیر خس باشد چرا ۱
باده پر زور، کار سنگ با مینا کند
مست را اندیشه از بند عسس باشد چرا ۲
تا هوا ابر و چمن پر گل بود، از زهد خشک
آدمی در چار دیوار قفس باشد چرا ۳
دامن غواص پر گوهر شد از پاس نفس
اینقدر غافل کس از پاس نفس باشد چرا ۴
تا به خاموشی توان سنگ نشان گشتن، کسی
در قطار هرزه نالان چون جرس باشد چرا ۵
تا کسی دریا تواند گشتن از ترک هوا
چون حباب پوچ در بند نفس باشد چرا ۶
آن که کوه قاف چون عنقا بود یک لقمه اش
بر سر خوان ها طفیلی چون مگس باشد چرا ۷
این جواب آن غزل صائب که می گوید حکیم
تا نفس باشد، کسی بی همنفس باشد چرا؟ ۸
برق عالمسوز در زنجیر خس باشد چرا ۱
باده پر زور، کار سنگ با مینا کند
مست را اندیشه از بند عسس باشد چرا ۲
تا هوا ابر و چمن پر گل بود، از زهد خشک
آدمی در چار دیوار قفس باشد چرا ۳
دامن غواص پر گوهر شد از پاس نفس
اینقدر غافل کس از پاس نفس باشد چرا ۴
تا به خاموشی توان سنگ نشان گشتن، کسی
در قطار هرزه نالان چون جرس باشد چرا ۵
تا کسی دریا تواند گشتن از ترک هوا
چون حباب پوچ در بند نفس باشد چرا ۶
آن که کوه قاف چون عنقا بود یک لقمه اش
بر سر خوان ها طفیلی چون مگس باشد چرا ۷
این جواب آن غزل صائب که می گوید حکیم
تا نفس باشد، کسی بی همنفس باشد چرا؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳ - گر چه محجوب از نظر کرده است بی جایی ترا
گوهر بعدی:غزل ۳۵ - جان عرشی، فرش در زندان تن باشد چرا؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.