خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر غم و اندوه ناشی از تغییر فصل به خزان و ویرانی است. شاعر از از دست دادن زیباییها، ظلم روزگار و دردهای زندگی سخن میگوید و با ناله و فغان، از وضعیت ناگوار خود و جهان شکایت میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی مانند غم، ناامیدی و شکایت از وضعیت زندگی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن غمگین، مناسبتر برای سنین بالاتر است.
باد خزان (در افشاری)
باد خزان وزان شد
چهرهٔ گل خزان شد ۱
طلایه لشکر خزان از دو طرف عیان شد ۲
چو ابر بهمن ز چشم من چشمهٔ خون روان شد ۳
ناله، بس مرغ سحر در غم آشیان زد
آشیان سوخته بین مشعله در جهان زد ۴
عزیز من - مشعله در جهان زد ۵
خدا خدا داد ز دست استاد
که بسته رخ شاهد مهلقا را ۶
فغان و فریاد ز جور گردون
که داده فتوای فنای ما را ۷
کشور خراب، فغان و زاری
پیچه و نقاب سیاه و تاری ۸
وه چه کنم از غم بیقراری
تا به کی کشیم ذلت و بیماری ۹
بیا مه من رویم از ورطهٔ جانسپاری ۱۰
چهرهٔ گل خزان شد ۱
طلایه لشکر خزان از دو طرف عیان شد ۲
چو ابر بهمن ز چشم من چشمهٔ خون روان شد ۳
ناله، بس مرغ سحر در غم آشیان زد
آشیان سوخته بین مشعله در جهان زد ۴
عزیز من - مشعله در جهان زد ۵
خدا خدا داد ز دست استاد
که بسته رخ شاهد مهلقا را ۶
فغان و فریاد ز جور گردون
که داده فتوای فنای ما را ۷
کشور خراب، فغان و زاری
پیچه و نقاب سیاه و تاری ۸
وه چه کنم از غم بیقراری
تا به کی کشیم ذلت و بیماری ۹
بیا مه من رویم از ورطهٔ جانسپاری ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:در مرگ پروانه (خواننده)
گوهر بعدی:غزل ضربی (در دستگاه همایون)
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.