خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این شعر، شاعر در دشتی تنها و در پی قافلهای است که ردپایی از آن باقی مانده است. او با ناامیدی فریاد میزند که آیا دیدار دوبارهای وجود دارد، اما تنها اشک سرد ستاره را در پاسخ میبیند. این متن احساس تنهایی، جستجو و ناامیدی را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و فضای انتزاعی متن برای سنین پایین مناسب نیست.
در چشم ستاره
در پهنه دشت رهنوردی پیداست
وندر پیِ آن قافله، گردی پیداست
فریاد زدم ـ «دوباره دیداری هست؟»
در چشم ستاره اشک سردی پیداست.
وندر پیِ آن قافله، گردی پیداست
فریاد زدم ـ «دوباره دیداری هست؟»
در چشم ستاره اشک سردی پیداست.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:خط آتش
گوهر بعدی:باغ در پنجره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.