خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نگرانیها و دشواریهای زندگی در شرایط سخت سخن میگوید. شاعر از کشتی شکسته در تندباد، یادآوری سرزمین مادری، و ترس از نجات نیافتن از مصائب زندگی میسراید. همچنین، به تأثیر اعتراض جمعی بر خواب خاطر قدرتمندان اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق اجتماعی و سیاسی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از مفاهیم برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
گرداب
زان پیشتر که از سر ما آب بگذرد
با ناخدا بگوی که از خواب بگذرد
این کشتی شکسته در این تندباد سخت
آخر چگونه از دل گرداب بگذرد
ای سرزمین مادری، ای خانهء پدر
یادت چو آتش از دل بی تاب بگذرد
ترسم که چاره ای نکند نوش دارویی
زین موج خون که از سرِ سهراب بگذرد
گر همچو رعد، نعره برآریم همزمان
کی خواب خوش به دیدهء ارباب بگذرد
با ناخدا بگوی که از خواب بگذرد
این کشتی شکسته در این تندباد سخت
آخر چگونه از دل گرداب بگذرد
ای سرزمین مادری، ای خانهء پدر
یادت چو آتش از دل بی تاب بگذرد
ترسم که چاره ای نکند نوش دارویی
زین موج خون که از سرِ سهراب بگذرد
گر همچو رعد، نعره برآریم همزمان
کی خواب خوش به دیدهء ارباب بگذرد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:داستان ابوالعلاء مُعَری
گوهر بعدی:دو برگ سبز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.