خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از یار خود شکایت میکند که بارها به او خیانت کرده و به سمت دیگران رفته است. شاعر بارها او را بخشیده و تلاش کرده تا او را به راه راست هدایت کند، اما یارش همچنان به رفتار نادرست خود ادامه داده و به سمت دیگران گرایش پیدا کرده است. شاعر از این رفتار ناراحت است و از یارش میخواهد که از این کار دست بردارد.
این متن دارای مفاهیم عاطفی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوع خیانت و شکایت از یار نیاز به درک عمیقتری از روابط انسانی دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی بهتر درک میشود.
غزل ۲۵۸۸ - ای یار غلط کردی، با یار دگر رفتی
ای یار غَلَط کردی، با یارِ دِگَر رفتی
از کارِ خود اُفْتادی، در کارِ دِگَر رفتی ۱
صد بار بِبَخشودم بر تو، به تو بِنْمودم
ای خویش پَسَندیده، هین بارِ دِگَر رفتی ۲
صد بار فُسون کردم، خار از تو بُرون کردم
گُلْزار نَدانستی، در خارِ دِگَر رفتی ۳
گفتم که تویی ماهی، با مار چه همراهی؟
ای حالْ غَلَط کرده، با مارِ دِگَر رفتی ۴
مانندِ مَکوکِ کَژْ، اَنْدَر کَفِ جولاهَه
صد تار بُریدی تو، در تارِ دِگَر رفتی ۵
گفتی که تو را یارا، در غار نمیبینم
آن یار در آن غار است، تو غارِ دِگَر رفتی ۶
چون کم نَشَود سَنگَت؟ چون بَد نَشَود رَنگَت؟
بازارِ مرا دیده، بازارِ دِگَر رفتی ۷
از کارِ خود اُفْتادی، در کارِ دِگَر رفتی ۱
صد بار بِبَخشودم بر تو، به تو بِنْمودم
ای خویش پَسَندیده، هین بارِ دِگَر رفتی ۲
صد بار فُسون کردم، خار از تو بُرون کردم
گُلْزار نَدانستی، در خارِ دِگَر رفتی ۳
گفتم که تویی ماهی، با مار چه همراهی؟
ای حالْ غَلَط کرده، با مارِ دِگَر رفتی ۴
مانندِ مَکوکِ کَژْ، اَنْدَر کَفِ جولاهَه
صد تار بُریدی تو، در تارِ دِگَر رفتی ۵
گفتی که تو را یارا، در غار نمیبینم
آن یار در آن غار است، تو غارِ دِگَر رفتی ۶
چون کم نَشَود سَنگَت؟ چون بَد نَشَود رَنگَت؟
بازارِ مرا دیده، بازارِ دِگَر رفتی ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۸۷ - ای ساکن جان من، آخر به کجا رفتی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸۹ - نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.