این شعر به تصاویر عمیق و نمادینی از طبیعت مانند اقیانوس، باران و تاریکی میپردازد که با احساسات انسانی مانند سوگ، وحشت و امید درهم آمیخته است. شاعر از باران به عنوان نماد امید یاد میکند و از آن میپرسد آیا میتواند بر پلیدیهای جهان غلبه کند.
متن دارای مضامین عمیق و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند سوگ، ننگ و تباهی نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات انسانی دارد.
آه، باران
این گیسو پریشان کرده
بید وحشی باران .
یا ، نه ، دریایی است گویی ، واژگونه ، بر فراز شهر ،
شهر سوگواران .
*
هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش
ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر ، با تشویش :
رنگ این شب های وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران ؟
*
چشم ها و چشمه ها خشک اند .
روشنی ها محو در تاریکی دلتنگ ،
همچنان که نام ها در ننگ !
هرچه پیرامون ما غرق تباهی شد .
آه، باران، ای امید جان بیداران !
بر پلیدی ها - که ما عمری ست در گرداب آن غرقیم -
آیا، چیره خواهی شد ؟
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
شعر بسیار زیبا و پرمفهوم فریدون مشیری که اگه با صدای استاد شجریان گوش کنیم زیباییش هزارچندان میشه.
چه زیباست
چه اسم زیبایی برای سایت گذاشتین.لطفا گنجینه رو کامل تر بفرمایید.پیروز باشی
با سلام و احترام؛
با تشکر از حسن توجه شما.
سلامت باشید