شاعر در این متن به زیباییهای طبیعت مانند زمزمه آب، همهمه برگها، بازی ابرها و خنده جام شراب اشاره میکند، اما تاکید میکند که به جای اینها به معشوق خود میاندیشد. او از معشوق میخواهد که با او بماند و در تاریکی شب مانند مهتاب بتابد. شاعر خود را فدای معشوق میکند و از او میخواهد که آخرین جرعه جام زندگی را بنوشد.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'آخرین جرعه این جام تهی' است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به 'خنده جام' و 'آتش سوزنده' میتواند حاوی مفاهیم نمادین باشد که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
آخرین جرعه این جام
چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که تو را میبرد
اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بیحاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن مینگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که
لغزیده به جام
من به این جمله نمیاندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچلهها را با صبح
نبض پاینده هستی را در گندمزار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
میبینم
من به این جمله نمیاندیشم
به تو میاندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو میاندیشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها
تو بخند
اینک این من که به پای تو درافتادهام باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر، تو ببند، تو بخواه
پاسخ چلچلهها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من، تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعهی جانم باقی است
آخرین جرعهی این جام تهی را تو بنوش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
به به
این شعر زیبا را معین با صدا وتحریر زیباش قشنگترکرده
حتما گوش کنید.
عاااااااااالی .من همه وقت،همه جا،من به هرحال که باشم به او می اندیشم
وای چه شعر زیبایی، لذت بردم
بسیار عالی و خاطره انگیز
ممنون از یادآوری این شعر بسیار بسیار زیبا، از فریدون مشیری عاشق، و نازنین!
با اجازه، من این شعر عاشقانه را برای عشق خودم فرستادم؛ امیدوارم همه کسانی که عشقی در سینه دارند،، به حق این شعر، بزودی به عشق شان برسند!
بسیار زیبا و دلنواز و دلنشین، درود بر شما و فریدون مشیری جان