شاعر در این شعر از احساسات عمیق و تلاشهای بیثمر خود در زندگی سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شراب، دریا، عقاب و سراب، به بیان ناامیدی، تشنگی معنوی و جستجوی بیپایانش میپردازد. در نهایت، او از عشق میخواهد که او را به فراسوی این رنجها ببرد.
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی، ناامیدی و جستجوی معنوی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب به عنوان یک نماد شاعرانه، نیاز به توضیح برای مخاطبان جوانتر دارد.
جادوی بی اثر
کاین آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جام ها که در پی هم می شود تهی
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد
من با سمند سرکش و جادویی شراب
تا بیکران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریزپا
تا شهر یادها
دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد
هان ای عقاب عشق
از اوج قله های مه آلود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز همرهم
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد
آن بی ستاره که عقابم نمی برد
در راه زندگی
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی
با اینکه ناله می کشم از دل که : آب آب
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پر کن پیاله را
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
کین جام آتشین
دو تا قسمتش اشتباهه:
تا دشت پر ستاره اندیشه های ژرف
پرواز من به دشت غم انگیز عمر من