این شعر به زیبایی جوانهها و شکوفهها به عنوان نماد زندگی و امید میپردازد. در ابتدا، جوانهها به عنوان نشانهای از زندگی و بهار توصیف میشوند و سپس به کودکان به عنوان جوانههای زندگی اشاره میکند. در ادامه، شعر با نگرانی از تبدیل شدن این جوانههای زیبا به خار و گرگهای هار، حالتی انتقادی به خود میگیرد و از عوامل مخرب زندگی و دوستی میپرسد.
مفاهیم شعر مانند نمادگرایی جوانهها و شکوفهها و همچنین انتقاد اجتماعی پنهان در آن، برای کودکان زیر 10 سال ممکن است قابل درک نباشد. از طرفی، زبان شعر ساده و روان است و برای نوجوانان و بزرگسالان نیز جذابیت دارد.
کدام غبار
زندگی شکفتن جوانه هاست
هر بهار
از نثار ابرهای مهربان
ساقه ها پر از جوانه میشود
هر جوانه ای شکوفه می کند
شاخه چلچراغ می شود
هر درخت پر شکوفه باغ
کودکی که تازه دیده باز می کند
یک جوانه است
گونه های خوشتر از شکوفه اش
چلچراغ تابناک خانه است
خنده اش بهار پر ترانه است
چون میان گاهواره ناز می کند
ای نسیم رهگذر به ما بگو
این جوانه های باغ زندگی
این شکوفه های عشق
از سموم وحشی کدام شوره زار
رفته رفته خار می شوند
این کبوتران برج دوستی
از غبار جادوی کدام کهکشان
گرگ های هار می شوند
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
فریدون مشیری عزیز
یکی از بهترین شعر های معاصر