خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صدفهای دریای وجود سخن میگوید که سینههایشان از گهر خالی است و از بیهنری و بیگهری خود شرمسار نیستند. شاعر از زندگی به عنوان دشمن دیرینهاش یاد میکند که دائماً با او در جنگ است و گهرهایی که به دست میآورد، همه بر سنگ کوبیده میشوند.
محتوا دارای مضامین فلسفی و عاطفی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، بیان غم و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
گناه دریا
چه صدفها که به دریای وجود
سینههاشان ز گهر خالی بود!
ننگ نشناخته از بی هنری
شرم ناکرده ازاین بی گهری
سوی هر درگهشان روی نیاز
همه جا سینه گشایند به ناز
زندگی ــ دشمن دیرینه ــ من
چنگ انداخته در سینة من
روزوشب با من دارد سر جنگ
هرنفس از صدف سینة تنگ
دامن افشان گهرآورده به چنگ
وان گهرها... همه کوبیده به سنگ!
سینههاشان ز گهر خالی بود!
ننگ نشناخته از بی هنری
شرم ناکرده ازاین بی گهری
سوی هر درگهشان روی نیاز
همه جا سینه گشایند به ناز
زندگی ــ دشمن دیرینه ــ من
چنگ انداخته در سینة من
روزوشب با من دارد سر جنگ
هرنفس از صدف سینة تنگ
دامن افشان گهرآورده به چنگ
وان گهرها... همه کوبیده به سنگ!
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:سکوت
گوهر بعدی:اسیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.