خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به توصیف زیبایی و معجزهآسا بودن وجود یک فرد میپردازد که گویی از سوی عرش الهی به جهان آمده است. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل سرخ، ارغوان، شکوفه و پرنده، به ستایش این شخصیت پرداخته و او را فراتر از حد توان توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
تو
تو در حضورِ چه هنگامهای جوان شدهای؟
که نازنینتر از آنحد که میتوان شدهای
تو زادهٔ شب و روزِ کدام موهبتی؟
که آبِ رویِ گلِ سرخ و ارغوان شدهای
تمامِ معجزهها در تو جمع آمدهاند
مگر که از طرفِ عرش ارمغان شدهای
طراوتِ سحری،لطفِ شامگاهانی
قیامتی ز طلسماتِ آسمان شدهای
شکوفهٔ چه درختی؟ پرندهٔ چه بهار؟
که بیصداییِ ما را ترانهخوان شدهای
هزار بار به پیشِِ تو میتوان مردن
خجسته باد چه نیکونفس،چه جان شدهای!
کابل - ثور ۱۳۶۷
که نازنینتر از آنحد که میتوان شدهای
تو زادهٔ شب و روزِ کدام موهبتی؟
که آبِ رویِ گلِ سرخ و ارغوان شدهای
تمامِ معجزهها در تو جمع آمدهاند
مگر که از طرفِ عرش ارمغان شدهای
طراوتِ سحری،لطفِ شامگاهانی
قیامتی ز طلسماتِ آسمان شدهای
شکوفهٔ چه درختی؟ پرندهٔ چه بهار؟
که بیصداییِ ما را ترانهخوان شدهای
هزار بار به پیشِِ تو میتوان مردن
خجسته باد چه نیکونفس،چه جان شدهای!
کابل - ثور ۱۳۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:آزادی
گوهر بعدی:مگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.