خلاصه و ردهبندی سنی
15+
مردی گرسنه که از فقر رنج میبرد، در کوچه لاشهای مرده پیدا میکند و تصمیم میگیرد آن را بخورد. فردی به او هشدار میدهد که از حرام دوری کند و به حلال روی آورد، اما مرد پاسخ میدهد که در شرایط سخت گرسنگی، فرصتی برای انتخاب حلال و حرام نیست. سپس متن به مسائل اجتماعی و اخلاقی مانند فقر، آزمونهای الهی و بیعدالتی میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند فقر، مرگ و مسائل حلال و حرام نیاز به بلوغ فکری دارد.
تمثیل
مردی از فاقه در امان آمد
کارش از گشنگی به جان آمد ۱
دید درکوی لاشهٔ مردار
روزه بگشود بر چنان افطار ۲
یافت با لاشه مرد را، یاری
گفت زنهار! مرد و مرداری ۳
زین حرام ای رفیق دست بدار
تا دهد خوشهٔ حلالت بار ۴
گفت کم گوی از حرام و حلال
کار جانست، نیست فرصت قال ۵
تا دمد خوشهٔ حلال از دشت
من مسکین حرام خواهم گشت ۶
تا شود امتحان شاه تمام
نیکمردان شوند صید لئام ۷
چون ملک تجربت تمام کند
هم مگر رستخیز عام کند ۸
کاهل اصلاح دردسر بردند
یا بکشتید یاکه خود مردند ۹
کارش از گشنگی به جان آمد ۱
دید درکوی لاشهٔ مردار
روزه بگشود بر چنان افطار ۲
یافت با لاشه مرد را، یاری
گفت زنهار! مرد و مرداری ۳
زین حرام ای رفیق دست بدار
تا دهد خوشهٔ حلالت بار ۴
گفت کم گوی از حرام و حلال
کار جانست، نیست فرصت قال ۵
تا دمد خوشهٔ حلال از دشت
من مسکین حرام خواهم گشت ۶
تا شود امتحان شاه تمام
نیکمردان شوند صید لئام ۷
چون ملک تجربت تمام کند
هم مگر رستخیز عام کند ۸
کاهل اصلاح دردسر بردند
یا بکشتید یاکه خود مردند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:ملاقات دوم با آیرم
گوهر بعدی:داستان کاردار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.