خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیبایی و تغییرپذیری عشق و طبیعت اشاره دارد. شاعر از عشق و دلسوزی سخن میگوید و به تغییراتی که در هر بار رخ میدهد، اشاره میکند. همچنین، از زیبایی و شوکت طبیعت و تأثیر آن بر روح و جان انسان صحبت میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۵۲۷ - بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
بِنامیزَد نگویم من که تو آنی که هر باری
زِهی صورت، بِدان صورت نمیمانی که هر باری ۱
بِسوزَد دلْ اگر گویم هَمان دِلْدارِ پیشینی
بِسوزَد جانْ اگر گویم هَمان جانی که هر باری ۲
فَلَک هم خِرقهٔ اَزْرَق بِدَرَّد زود تا دامَن
اگر تو آستین زان سان بَراَفْشانی که هر باری ۳
زِهی خَلْوَت، زِهی شاهی، مُسَلَّم گشت آگاهی
اگر زان سان من و ما را بُرون رانی که هر باری ۴
بِنال ای بُلبُلِ بیخود، که سوزِ دیگر آوردی
بِدان دَم نامهٔ گُل را نمیخوانی که هر باری ۵
زِهی صورت، بِدان صورت نمیمانی که هر باری ۱
بِسوزَد دلْ اگر گویم هَمان دِلْدارِ پیشینی
بِسوزَد جانْ اگر گویم هَمان جانی که هر باری ۲
فَلَک هم خِرقهٔ اَزْرَق بِدَرَّد زود تا دامَن
اگر تو آستین زان سان بَراَفْشانی که هر باری ۳
زِهی خَلْوَت، زِهی شاهی، مُسَلَّم گشت آگاهی
اگر زان سان من و ما را بُرون رانی که هر باری ۴
بِنال ای بُلبُلِ بیخود، که سوزِ دیگر آوردی
بِدان دَم نامهٔ گُل را نمیخوانی که هر باری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۲۶ - نکو بنگر به روی من، نه آنم من که هر باری
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲۸ - مروت نیست در سرها که اندازند دستاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.