خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد غربت و دوری از وطن می‌گوید و بیان می‌کند که تنها کسی که روزگار خراب و رنج‌های او را درک می‌کند، کسی است که خودش نیز چنین دردهایی را تحمل کرده است. او از زلف به عنوان نماد پریشانی یاد می‌کند و از آن می‌خواهد که دلش را نگاه دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی مانند غربت، درد دوری از وطن و رنج‌های روحی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۵۲ - غم وطن

نه هرکه درد دیار و غم وطن دارد
به‌ راستی خیر از درد و داغ من دارد ۱

ز روزگار خرابم کسی شود آگاه
که خار در جگر و قفل بر دهن دارد ۲

به‌حق‌شام‌غریبان نگاهدار ای زلف
دل مراکه پریشانی از وطن دارد ۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۱ - در هجو مردی کوسج و کچل
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۳ - تاریخ وفات «‌مستغنی‌» دانشمند افغان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.