خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از گذر عمر و باقی ماندن کتابش سخن میگوید. او از خواننده میخواهد که اگر عیبی در اثرش دید، آن را نادیده بگیرد و با گذشت باشد. همچنین از حسادت دیگران گلایه کرده و از خوانندگان میخواهد با مردگان (احتمالاً اشاره به خودش یا دیگران) با مروت رفتار کنند، چرا که آنها دیگر زنده نیستند تا پاسخ دهند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'با مردگان خویش مروت کنید' ممکن است برای کودکان نامفهوم یا ناراحتکننده باشد.
شمارهٔ ۴۹ - طلب آمرزش
عمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب
باشد کسی بخواند و آمرزش آورد ۱
ای مهربان رفیق که خواندی کتاب من
شاید به چشم ذوق تو صد عیب برخورد ۲
گر عیبی اندر آن نگری عیبپوش باش
زیرا تو زود بگذری، این نیز بگذرد ۳
با این همه معانی و این سبک و انسجام
چشم حسود کور که جز عیب ننگرد ۴
با مردگان خویش مروت کنید از آنک
او نیست تا جواب شما را بیاورد ۵
باشد کسی بخواند و آمرزش آورد ۱
ای مهربان رفیق که خواندی کتاب من
شاید به چشم ذوق تو صد عیب برخورد ۲
گر عیبی اندر آن نگری عیبپوش باش
زیرا تو زود بگذری، این نیز بگذرد ۳
با این همه معانی و این سبک و انسجام
چشم حسود کور که جز عیب ننگرد ۴
با مردگان خویش مروت کنید از آنک
او نیست تا جواب شما را بیاورد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - دل موری میازار ار چه خرد است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۰ - قطعه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.