شاعر در این متن به دفاع از خود در برابر انتقادات و تمسخر دیگران میپردازد. او بر فضل و هنر خود تأکید دارد و معتقد است که پس از سالها تجربه در شاعری، سخنان نادرست و توهینآمیز دیگران را نمیپذیرد. همچنین، او از خدمت به وطن و هنر خود در نظم و نثر با افتخار یاد میکند و خود را در فنون شاعری و نثرپردازی ماهر میداند. در پایان، او به احترام پروین و اعتصامالملک و دیگران، از خشونت و درگیری پرهیز میکند.
متن دارای مفاهیم انتقادی و دفاع از خود است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'تسخر' و 'حرف درشت' نیاز به درک بالاتری از ادبیات و اجتماع دارند.
شمارهٔ ۳۳ - شکوه
به مجمع فضلا باز شد مراورا مشت ۱
فضیحت است که تسخر زند به کهنه شراب
عصیر تازه کهنابرده زحمت چرخشت ۲
خطاست کز پس چل سال شاعری شنوم
ز بیست ساله ی ... نادرست حرف درشت ۳
ز خدمت وطنی هیچ گونه دم نزنم
که گوژ گشت ز اندوه حادثاتم پشت ۴
به نظم و نثر مجرّد چرا نیارم فخر
که تابناک ترند از دلایل زردشت ۵
فنون شاعری و نثر خوب و نظم بدیع
مرا به دست چو انگشتری است در انگشت ۶
برای خاطر پروین و اعتصامالملک
من و رشید و دگر خلق را نباید کشت ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.