شاعر در این شعر از فراموش شدن توسط جهاد ابراز ناراحتی نمیکند، اما از عدم درک شعرش توسط سردار جنگ ناراحت است. او تأکید میکند که شعرش از نظر وزن و معنی بینقص است و عدم درک آن نشانهی بیفرهنگی است. شاعر همچنین به انسانهای دانشپژوه تذکر میدهد که تجاهل و نفهمیدن عمدی شعر، رفتاری ناپسند است. در پایان، او به سردار یادآوری میکند که حکم حکیم از دستورات نظامی کمارزشتر نیست و جهان جای گستردهای است.
این شعر دارای مفاهیم انتقادی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات و فرهنگ دارد. همچنین، برخی از اشارات و کنایههای موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۳۰ - صفاهان اگر نیست شیراز هست
ولی از تو زبنرو دلم تنگ نیست ۱
مدیحی نوشتم به سردار جنگ
که در وزن و معنی کم از سنگ نیست ۲
به پایان آن چامه بد نکتهای
که هر کان نداند به فرهنگ نیست ۳
نفهمید سردار آن نکته را
اگر لر نفهمد سخن، ننگ نیست ۴
وگر دید و دانست و ناکرده ماند
مرا با چنان مهتری جنگ نیست ۵
ولی از تو انسان دانشپژوه
تجاهل بدین حد خوشآهنگ نیست ۶
که شعرم نفهمیده خوانی به خلق
ازین زشتتر در جهان رنگ نیست ۷
به سردار برگوکه حکم حکیم
کم از امر سرتیپ و سرهنگ نیست ۸
صفاهان اگر نیست شیراز هست
خدا جهان را جهان تنگ نیست ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.