خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و جفای معشوق شکایت میکند و با اشاره به قدرت معشوق و ضعف عاشق، از زیبایی و تأثیر معشوق بر جهان سخن میگوید. همچنین، شاعر به مقایسهای بین معشوق و دیگران پرداخته و برتری معشوق را در زیبایی و کمال بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و غنایی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۳ - مکن تو با دل من بیش از این به جورسلوک
مکن تو با دل من بیش از این به جورسلوک
که ملک زیر و زبر میشود ز جور ملوک ۱
لبت به نغمهٔ جانبخش چون مسیحا، جان
دهد به پیکر بیروح مردم مفلوک ۲
وفا کنی بچشیم و جفا کنی بکشیم
به حکم آن که بتان مالکند و ما مملوک ۳
کند قمر به رخت سجده؟ این بود معلوم
رسد به نور رخت زهره؟ این بود مشکوک ۴
بهار شاهد من در کمال حسن بود
چوآیت و دگران چون قبالهٔ محکوک ۵
که ملک زیر و زبر میشود ز جور ملوک ۱
لبت به نغمهٔ جانبخش چون مسیحا، جان
دهد به پیکر بیروح مردم مفلوک ۲
وفا کنی بچشیم و جفا کنی بکشیم
به حکم آن که بتان مالکند و ما مملوک ۳
کند قمر به رخت سجده؟ این بود معلوم
رسد به نور رخت زهره؟ این بود مشکوک ۴
بهار شاهد من در کمال حسن بود
چوآیت و دگران چون قبالهٔ محکوک ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - کسی که افسر همت نهاد بر سر خویش
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - اگرچه بسته قضا دست نوبهار امسال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.