خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از جدایی از دوست با درد و پشیمانی سخن میگوید و اشاره میکند که دوست به سلامت رفت اما او با غم و اندوه باقی ماند. او از عشق به عنوان عاملی که منجر به رنج و سرزنش میشود، یاد میکند و در نهایت به کرامتهای الهی اشاره میکند که به معشوق بخشیده شده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای مانند عشق، رنج و پشیمانی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۳۳ - از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت
از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت
از دوست بهخیر آمد و از ما بهسلامت ۱
حالی دل مظلوم مرا غمزهٔ مستش
با تیر زد و ماند قصاصش به قیامت ۲
از عشق حذرکن که بود ماحصل عشق
خون خوردن و جان کندن و آنگاه ملامت ۳
طی شد ز جهان چشمهی خضر و دم عیسی
ایزد به لب لعل تو داد این دو کرامت ۴
از دوست بهخیر آمد و از ما بهسلامت ۱
حالی دل مظلوم مرا غمزهٔ مستش
با تیر زد و ماند قصاصش به قیامت ۲
از عشق حذرکن که بود ماحصل عشق
خون خوردن و جان کندن و آنگاه ملامت ۳
طی شد ز جهان چشمهی خضر و دم عیسی
ایزد به لب لعل تو داد این دو کرامت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - گفتمشهنگاموصل است ای بتفرخار، گفت:
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - شمعیم و دلی مشعلهافروز و دگر هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.