خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از طبیعت و عناصر آن مانند ابر، باران، بهار و سبزه به عنوان استعارههایی برای بیان احساسات عمیق انسانی مانند غم، ناامیدی و آرزو استفاده میکند. شاعر از بیتفاوتی طبیعت نسبت به رنج انسان شکایت میکند و آرزو میکند که تغییراتی در جهان ایجاد شود تا امید و شادی بازگردد.
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیدهای است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، موضوعات غم و ناامیدی مطرح شده ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۹ - شاهدی کز پی او دیدهٔ گریانی نیست
شاهدی کز پی او دیدهٔ گریانی نیست
نوبهاریست که هیچش نم بارانی نیست ۱
گر شبانگه نشود دیدهٔ ابری گریان
بامدادان به چمن غنچه ی خندانی نیست ۲
الله الله مکن ای ابر چنین سنگدلی
کز عطش در دل افسرده ی ما جانی نیست ۳
گرتوبر سبزه وربحان نکنی مرحمتی
برلب جوی دگر سبزه وریحانی نیست ۴
آتش جور عدو بس، تو دگر باد مدم
مستان آب کسی را که به کف نانی نیست ۵
ایبهار ار بهحقیقت رسی اولی است که چرخ
سنگ بارد به چنین شهرکه انسانی نیست ۶
نوبهاریست که هیچش نم بارانی نیست ۱
گر شبانگه نشود دیدهٔ ابری گریان
بامدادان به چمن غنچه ی خندانی نیست ۲
الله الله مکن ای ابر چنین سنگدلی
کز عطش در دل افسرده ی ما جانی نیست ۳
گرتوبر سبزه وربحان نکنی مرحمتی
برلب جوی دگر سبزه وریحانی نیست ۴
آتش جور عدو بس، تو دگر باد مدم
مستان آب کسی را که به کف نانی نیست ۵
ایبهار ار بهحقیقت رسی اولی است که چرخ
سنگ بارد به چنین شهرکه انسانی نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.