خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و وحدت با معشوق سخن میگوید و از نگرانیهای دنیوی و مادی دوری میکند. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، خواننده را به تفکر در مورد معنای واقعی زندگی و عشق دعوت میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۵۰۳ - چو سرمست منی ای جان، ز خیر و شر چه اندیشی؟
چو سَرمَستِ مَنی ای جان، زِ خیر و شَر چه اندیشی؟
بُراقِ عشقِ جان داری، زِ مرگِ خَر چه اندیشی؟ ۱
چو من با تو چُنین گرمَم، چه آهِ سرد میآری؟
چو بر بامِ فَلَک رفتی، زِ بَحْر و بَر چه اندیشی؟ ۲
خوش آوازیِّ من دیدی، دَواسازیِّ من دیدی
رَسَن بازیِّ من دیدی، ازین چَنْبَر چه اندیشی؟ ۳
بَرین صورت چه میچَفْسی، زِ بیمَعنی چه میتَرسی
چو گوهر در بَغَل داری، زِبَدگوهر چه اندیشی؟ ۴
تویی گوهر، زِدستِ تو کِه بِجْهَد، یا زِ شَستِ تو؟
همه مصرند مَستِ تو، زِ کور و کَر چه اندیشی؟ ۵
چو با دلْ یارِ غاری تو، چراغِ چار یاری تو
فَقیرِ ذوالْفَقاری تو، ازان خَنجَر چه اندیشی؟ ۶
چو مَدّ و جَرِّ خود دیدی، چو بال و پَرِّ خود دیدی
چو کَرّ و فَرِّ خود دیدی، زِ هر بیفَر چه اندیشی؟ ۷
بیا ای خاصهٔ جانان، پناهِ جانِ مهمانان
تویی سُلطانِ سُلطانان، زِ بوالْفنْجَر چه اندیشی؟ ۸
خَمُش کُن، همچو ماهی شو، دَرین دریایِ خوش دَررو
چو در قَعْرِ چُنین آبی، ازان آذر چه اندیشی؟ ۹
بُراقِ عشقِ جان داری، زِ مرگِ خَر چه اندیشی؟ ۱
چو من با تو چُنین گرمَم، چه آهِ سرد میآری؟
چو بر بامِ فَلَک رفتی، زِ بَحْر و بَر چه اندیشی؟ ۲
خوش آوازیِّ من دیدی، دَواسازیِّ من دیدی
رَسَن بازیِّ من دیدی، ازین چَنْبَر چه اندیشی؟ ۳
بَرین صورت چه میچَفْسی، زِ بیمَعنی چه میتَرسی
چو گوهر در بَغَل داری، زِبَدگوهر چه اندیشی؟ ۴
تویی گوهر، زِدستِ تو کِه بِجْهَد، یا زِ شَستِ تو؟
همه مصرند مَستِ تو، زِ کور و کَر چه اندیشی؟ ۵
چو با دلْ یارِ غاری تو، چراغِ چار یاری تو
فَقیرِ ذوالْفَقاری تو، ازان خَنجَر چه اندیشی؟ ۶
چو مَدّ و جَرِّ خود دیدی، چو بال و پَرِّ خود دیدی
چو کَرّ و فَرِّ خود دیدی، زِ هر بیفَر چه اندیشی؟ ۷
بیا ای خاصهٔ جانان، پناهِ جانِ مهمانان
تویی سُلطانِ سُلطانان، زِ بوالْفنْجَر چه اندیشی؟ ۸
خَمُش کُن، همچو ماهی شو، دَرین دریایِ خوش دَررو
چو در قَعْرِ چُنین آبی، ازان آذر چه اندیشی؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۰۲ - امیر دل همیگوید تو را، گر تو دلی داری
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰۴ - اگر زهر است اگر شکر، چه شیرین است بیخویشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.