خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر به انتقاد از وضعیت سیاسی و اجتماعی میپردازد. شاعر فتنهها، حقهبازی، فساد در انتخابات، وکلا و مجلس بیاختیار، نفوذ ارتجاع و فاشیسم، سوءاستفاده از قدرت، و فراموشکاری ملت را به تصویر میکشد. همچنین، به بیعدالتی، خیانت، و سقوط اخلاقی در جامعه اشاره دارد.
محتوا شامل انتقادات تند سیاسی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد. همچنین، استفاده از مفاهیم پیچیده و تمثیلهای ادبی نیاز به درک بالاتری دارد.
شمارهٔ ۱۶۹ - فتنههای آشکار
فتنهها آشکار میبینم
دستها توی کار میبینم ۱
حقهبازان و ماجراجویان
بر خر خود سوار میبینم ۲
بهر تسخیر خشک مغزی چند
نطقها آبدار میبینم ۳
جای احرار در تک زندان
یا به بالای دار میبینم ۴
ز انتخابات سوء، مجلس را
پر ز عیب و عوار میبینم ۵
وکلا را به مثل دور ششم
گیج و بیاختیار میبینم ۶
آلت دست ارتجاع و فاشیست
جملگی را قطار میبینم ۷
بعد تصویب اعتبار رنود
کار بیاعتبار میبینم ۸
چند لوطی زکهنه جاسوسان
روز و شب گرم کار میبینم ۹
پیشبینی که عاقلان کردند
بعد ازین آشکار میبینم ۱۰
سفها را به کارهای بزرگ
داخل و برقرار میبینم ۱۱
در گلستان به جای کبک و تذور
قنفذ و سوسمار میبینم ۱۲
آن که را داده جان به راه وطن
بیسرانجام و خوار میبینم ۱۳
وانکه را برد و خورد و خوش خوابید
شاد و ایران مدار میبینم ۱۴
ملتی را که شد فرامشکار
عاقبت اشکبار میبینم ۱۵
ز انتخاباتشان مسلم گشت
آنچه این جان نثار میبینم ۱۶
چاپلوسان و چاکران قدیم
روی مجلس هوار میبینم ۱۷
خیل بیعرضگان جاهل را
داخل کار و بار میبینم ۱۸
ظاهرا شهپرست و در باطن
با عدو دستیار میبینم ۱۹
لیک روز بلیه و سختی
همه را در فرار میبینم ۲۰
امتحان را دوبار خوردن زهر
جرم بیاغتفار میبینم ۲۱
و آدمی را که ترک تجربه کرد
بیتعارف حمار میبینم ۲۲
وانکه ننهاد فرق دشمن و دوست
چارهاش انتحار میبینم ۲۳
دستها توی کار میبینم ۱
حقهبازان و ماجراجویان
بر خر خود سوار میبینم ۲
بهر تسخیر خشک مغزی چند
نطقها آبدار میبینم ۳
جای احرار در تک زندان
یا به بالای دار میبینم ۴
ز انتخابات سوء، مجلس را
پر ز عیب و عوار میبینم ۵
وکلا را به مثل دور ششم
گیج و بیاختیار میبینم ۶
آلت دست ارتجاع و فاشیست
جملگی را قطار میبینم ۷
بعد تصویب اعتبار رنود
کار بیاعتبار میبینم ۸
چند لوطی زکهنه جاسوسان
روز و شب گرم کار میبینم ۹
پیشبینی که عاقلان کردند
بعد ازین آشکار میبینم ۱۰
سفها را به کارهای بزرگ
داخل و برقرار میبینم ۱۱
در گلستان به جای کبک و تذور
قنفذ و سوسمار میبینم ۱۲
آن که را داده جان به راه وطن
بیسرانجام و خوار میبینم ۱۳
وانکه را برد و خورد و خوش خوابید
شاد و ایران مدار میبینم ۱۴
ملتی را که شد فرامشکار
عاقبت اشکبار میبینم ۱۵
ز انتخاباتشان مسلم گشت
آنچه این جان نثار میبینم ۱۶
چاپلوسان و چاکران قدیم
روی مجلس هوار میبینم ۱۷
خیل بیعرضگان جاهل را
داخل کار و بار میبینم ۱۸
ظاهرا شهپرست و در باطن
با عدو دستیار میبینم ۱۹
لیک روز بلیه و سختی
همه را در فرار میبینم ۲۰
امتحان را دوبار خوردن زهر
جرم بیاغتفار میبینم ۲۱
و آدمی را که ترک تجربه کرد
بیتعارف حمار میبینم ۲۲
وانکه ننهاد فرق دشمن و دوست
چارهاش انتحار میبینم ۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۶۸ - گو نکنم
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۷۰ - شب پائیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.