خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه‌ای است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی خود به معشوقی با ویژگی‌های زیبا و فرازمینی سخن می‌گوید. او از جمال معشوق، تأثیر عمیق عشق بر خود و دیگران، و نگاه بی‌تفاوت معشوق به عاشقان می‌نویسد. در نهایت، شاعر به تسلیم خود در برابر این عشق و پناه بردن به خدا اشاره می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و تسلیم نیاز به درک عمیق‌تری دارند که معمولاً با افزایش سن حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۱۴۱ - تغزل

بربوده دلم چشم پر فنش
وان عارض چون ماه روشنش ۱

نسرینش رخ و سوسنش دو زلف
من بندهٔ نسرین و سوسنش ۲

عشقی است دگرگونه با ویم
مهریست دگرگونه با منش ۳

خاطر شده مفتون عارضش
دیده شده حیران دیدنش ۴

مانا ملک‌العرش از نخست
آمیخته با نیکوئی تنش ۵

حورای جنان بوده مادرش
فردوس برین بوده مسکنش ۶

امروز بدیدم به رهگذار
خون دل خلقی بگردنش ۷

برخاسته دامن کشان به راه
و آویخته قومی به دامنش ۸

افتاده بسی جان و دل به خاک
پیش مژهٔ ناوک افکنش ۹

ز انبوه دل از دست رفتگان
چون کعبه شده کوی و برزنش ۱۰

من نیز فرا رفته تا مگر
یک خوشه ربایم ز خرمنش ۱۱

از دیده فشاندم بسی سرشک
پیش دل چون روی و آهنش ۱۲

بگذشت و به من بر نظر نکرد
تا بود چنین بود دیدنش ۱۳

شیون کند از دست او دلم
با آنکه نه نیکوست شیونش ۱۴

شیون چه کند بنده‌ای که هست
درگاه خداوند مأمنش ۱۵
وزن: مفعول مفاعیل فاعلن قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۵ ۴۰۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۴۰ - خیانت
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۴۲ - به یکی از دوستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.