خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به توصیف زیباییهای معشوق خود میپردازد و از زلف پر شکن، لب و دهان، رخسار و بوی پیراهن او با تشبیههای زیبا یاد میکند. همچنین، ابراز عشق و علاقه شدید خود را به معشوق بیان کرده و آرزو میکند که غلام او باشد.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و ادبی است که درک آن برای کودکان ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از تشبیهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
وطن تو
دلم فتاده بر آن زلف پرشکن که تو داری
قرار برده ز من آن لب و دهن که تو داری ۱
لبت چو غنچه، رخت چو بنفشه، زلف چون سنبل
کسی ندیده از این خوبتر چمن که تو داری ۲
ز بوی پیرهنت زنده میشود دل مرده
چه حکمت است در این بوی پیرهن که تو داری ۳
کجاست شهر و دیار و کجا بود وطن تو
خوشا به مردم آن شهر و آن وطن که تو داری ۴
مرا غلام خودت کن که هیچ خواجه ندارد
چنین غلام هنرپیشه چو من که تو داری ۵
قرار برده ز من آن لب و دهن که تو داری ۱
لبت چو غنچه، رخت چو بنفشه، زلف چون سنبل
کسی ندیده از این خوبتر چمن که تو داری ۲
ز بوی پیرهنت زنده میشود دل مرده
چه حکمت است در این بوی پیرهن که تو داری ۳
کجاست شهر و دیار و کجا بود وطن تو
خوشا به مردم آن شهر و آن وطن که تو داری ۴
مرا غلام خودت کن که هیچ خواجه ندارد
چنین غلام هنرپیشه چو من که تو داری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:باز، دل میبری ...
بعدی:غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.