خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از پایان یافتن دوران هجران و محنت سخن میگوید و با آمدن صبح و باد صبا، امید و شادی بازمیگردد. شاعر از بازگشت معشوق و شادی او سخن میگوید و از خداوند به خاطر این نعمت سپاسگزاری میکند. همچنین، از بادهنوشی و موسیقی به عنوان نمادهای شادی و رهایی یاد میشود.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به درک عمیقتری داشته باشد. همچنین، اشاره به بادهنوشی و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
خمخانه حق
شام هجران مرا صبح نمایان آمد
محنت آخر شد و اندوه به پایان آمد ۱
نفس باد صبا باز مسیحائی کرد
مگر از زلف خم در خم جانان آمد ۲
شکر ایزد که دگر بار، به کوری رقیب
دلبرم شاد رخ و خرّم و خندان آمد ۳
عجبی نیست گرم از کرم پیر مغان
رنج راحت شد و هم درد به درمان آمد ۴
گر چه بسیار چشیدی ستم ز هر فراق
دلبر شاد به بزمت شکرستان آمد ۵
ساقیا! ساغر لبریز از آن باده بده
که ز خمخانهٔ حق، هدیه به مستان آمد ۶
مطرب! آغاز کن آن نغمهٔ داوودی را
که ز الحان خوشش، جان به سلیمان آمد ۷
مژده ای صدر نشینان صف میکده، باز
که صبوحی ز حرم مست و غزلخوان آمد ۸
محنت آخر شد و اندوه به پایان آمد ۱
نفس باد صبا باز مسیحائی کرد
مگر از زلف خم در خم جانان آمد ۲
شکر ایزد که دگر بار، به کوری رقیب
دلبرم شاد رخ و خرّم و خندان آمد ۳
عجبی نیست گرم از کرم پیر مغان
رنج راحت شد و هم درد به درمان آمد ۴
گر چه بسیار چشیدی ستم ز هر فراق
دلبر شاد به بزمت شکرستان آمد ۵
ساقیا! ساغر لبریز از آن باده بده
که ز خمخانهٔ حق، هدیه به مستان آمد ۶
مطرب! آغاز کن آن نغمهٔ داوودی را
که ز الحان خوشش، جان به سلیمان آمد ۷
مژده ای صدر نشینان صف میکده، باز
که صبوحی ز حرم مست و غزلخوان آمد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:چشمه، دریا، قطره ...
گوهر بعدی:همت مردانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.