خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از تجربهی عشق و تأثیر عمیق آن بر جان و ایمان شاعر سخن میگوید. عشق با تمام زیباییها و دشواریهایش، زندگی شاعر را دگرگون کرده و او را از زهد به سمت عرفان و تسلیم کشانده است. تصاویر شاعرانهای مانند چشم کافر، زلف سرکش، و لعل لب بر جذابیت و عمق این تجربه تأکید دارند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات غیرمستقیم (مانند عشوهی چشم کافر) نیاز به درک ادبی و بلوغ فکری دارد.
آتشی در خرمن
عشق آمد و امن جانم گرفت
شحنهٔ شوقم گریبانم گرفت ۱
عشوهای فرمود چشم کافرش
زاهد دین گشت و ایمانم گرفت ۲
رشته ای در کف ز زلف سر کشش
گرچه مشکل آمد آسانم گرفت ۳
آفتابی گشت تابان در مهش
تحت و فوق و کاخ و ایمانم گرفت ۴
از شراره آه و برق سینه سوز
آتشی در خرمن جانم گرفت ۵
بس ز گلها بیوفائی دیده ام
خیمهٔ گل از گلستانم گرفت ۶
چون صبوحی عاقبت لعل لبت
در میان آب حیوانم گرفت ۷
شحنهٔ شوقم گریبانم گرفت ۱
عشوهای فرمود چشم کافرش
زاهد دین گشت و ایمانم گرفت ۲
رشته ای در کف ز زلف سر کشش
گرچه مشکل آمد آسانم گرفت ۳
آفتابی گشت تابان در مهش
تحت و فوق و کاخ و ایمانم گرفت ۴
از شراره آه و برق سینه سوز
آتشی در خرمن جانم گرفت ۵
بس ز گلها بیوفائی دیده ام
خیمهٔ گل از گلستانم گرفت ۶
چون صبوحی عاقبت لعل لبت
در میان آب حیوانم گرفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:چشم نرگس
گوهر بعدی:تعبیر خواب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.