این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، رمضان، افطار، و زیبایی معشوق سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند لعل لب، خال روی لب، و اشاره به مفاهیم دینی مانند روزه و افطار، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، شاعر به تفاوت بین عشق حقیقی و مجازی اشاره کرده و از زاهد و عشق جهانی خود سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات شاعرانه مانند 'بوسه' و 'لب لعل' نیاز به درک ادبی بالاتری دارد که مناسب سنین نوجوانی و بزرگسالی است.
نقطه خال تو
آری! افطار رطب در رمضان مستحب است ۱
روز ماه رمضان، زلف میفشان که فقیه
بخورد روزهٔ خود را به گمانش که شب است ۲
زیر لب، وقت نوشتن همه کس نقطه نهد
این عجب! نقطه خال تو به بالای لب است ۳
یا رب! این نقطهٔ لب را که به بالا بنهاد؟
نقطه هر جا غلط افتاد، مکیدن ادب است ۴
شحنه اندر عقب است و، من از آن میترسم
که لب لعل تو، آلوده به ماء العنب است ۵
پسر مریم اگر نیست چه باک است ز مرگ
که دمادم لب من بر لب بنت العنب است ۶
منعم از عشق کند زاهد و، آگه نبود
شهرت عشق من از ملک عجم تا عرب است ۷
گفتمش ای بت من، بوسه بده جان بستان
گفت: رو کاین سخن تو، نه بشرط ادب است ۸
عشق آنست که از روی حقیقت باشد
هر که را عشق مجازیست حمال الحطب است ۹
گر صبوحی به وصال رخ جانان جان داد
سودن چهره به خاک سر کویش سبب است ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
روزه ماه رمضان زلف میفشان که فقیه
بخورد روزه ی خود را به گمانش که شب است
یعنی چی؟
یعنی اینکه سیاهی موی تو چنان فراگیر و فراوان است که همه جا را می پوشاند و فقیه محتاط نیز یقین به فرا رسیدن شب می کند پس روزه خود را افطار می نمایاند