این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش یک شخصیت معنوی یا عرفانی میپردازد. در این شعر، از مفاهیمی مانند نور، عشق، زیبایی و عرفان استفاده شده است. شاعر از این شخصیت به عنوان منبع نور و الهام یاد میکند و او را با عناصری مانند خورشید، ماه و ستارگان مقایسه میکند. همچنین، از مفاهیمی مانند عشق الهی و عرفان نیز در این شعر استفاده شده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر دیده میشود.
غزل ۲۴۳۴ - از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی
بر قَلبِ ماهان بَرزَدی سَنْجَق زِ شاهانْ بِسْتَدی ۱
ماه آمدی از لامکان ای اصلِ کارِسْتانِ جان
صد آفتاب و چَرخ را چون ذَرّهها بَرهَم زدی ۲
یک مَشْعَله افروختی تا روز و شب را سوختی
عُذری به جُرم آموختی نیکی خَجِل شُد از بَدی ۳
از رَشکْ پنهان ای پَری در جانْ دَرآ تا دلْ بَری
ای زُهره صد مُشتری ای سِرِّ لُطفِ ایزدی ۴
بُخْرام بُخْرام ای صَنَم زیرا تویی کَنْدَر حَرَم
هم حَسرتِ هر عابدی هم قبله هر مَعْبَدی ۵
نَقشیست بیمِثْل آن رُخَش پُرنورِ پاکِ خالِقَش
زُلفیست مُشکین طُرّهاَش یا طَیْلَسانِ احمدی ۶
چون شَمسِ تبریزی رَوَد چون سایه جانْ در پِی رَوَد
در دیده خاکَش توتیا یا کُحْلِ نورِ سَرمدی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.